واقعیت اینه که تو این دنیای بزرگِ عجیبِ کثیف، بدون اعتماد به یه نیروی بزرگتر (خدا، مادر طبیعت، تقدیر) زندگی کردن به نظرم خیلی سرگیجه آوره.
باید اعتماد کنم .. باید بار سختی ها رو از دوش ذهنم بردارم .. باید یاد خودم بندازم که هر برگی با یه علت دقیق رو زمین می افته ..
برچسب: نویسنده: کیانوش صادقی تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 2:06
یک جایی هم خوندم که افسانه ای، گمونم هندی، هست که میگه چهره ی ما چهره ی اون کسیه که تو زندگی قبلی مون عاشقش بودیم ..
تصورش یه حس شیرین عجیب ترسناک بهم میده ..
برچسب: نویسنده: کیانوش صادقی تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 2:06
آیا شما هم وقتی اسنپ یه مسیری رو خیلی کمتر از چیزی که به ترافیک و کلاج و ترمز گرفتنش بیارزه قیمت میده علیرغم کم شدن هزینه خودتون عذاب وجدان می گیرین و جیگرتون برای راننده و کلا قشر متوسط و پایین و خودتون و همه کباب میشه و دعا می کنین اسنپ گرون بشه؟ یا من بیمار شدم و روانشناسم تو کارش کم کاری کرده؟
برچسب: نویسنده: کیانوش صادقی تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 2:06
مدرسه و دانشگاه و کار و مهمونی و خرید و سفر تعطیل !
بدون "استثنا"
بدون "این یکی واجبه"
"جوونم نمی گیرم" و "بچه ها نمی گیرن" و "ما که جایی نمیریم" و اینا وجود نداره همه در خطریم
اوضاع خوب نیست و دوستان از بیمارستان خبرهای خیلی عجیبی میدن
مایعات زیاد و تو خونه موندن وصیت من به شماست
ولی وقتی تو خونه این دیگه ترس و استرس بیخودی نداشته باشین
فیلم و سریال و موزیک و کتاب وصیت دوم من به شماست .
برچسب: نویسنده: کیانوش صادقی تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 2:06
برچسب: نویسنده: کیانوش صادقی تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 2:06
یک شب هایی هست که از فشار خوندن اخبار و فشار عصبی این ویروس و قرنطینه و دوری ها حس میکنم رگ های مغزم در حال انفجارند
یک شب هایی هم هست که خیلی آرومم
محسن نامجو گوش می کنم و دستبند می بافم
کتاب می خونم
پادکست گوش می کنم
تا حالا تعداد شب های سردرد و حال بد کمتر از شب های روشن بوده
امیدوارم همین جوری بمونه
برچسب: نویسنده: کیانوش صادقی تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 2:06
تمام می شود عزیزم
تمام می شود و تو دوباره تمام بهار را با لبخند و شوق قدم می زنی ..
برچسب: نویسنده: کیانوش صادقی تاريخ: دوشنبه 26 اسفند 1398 ساعت: 2:06